عیدانه
عید آمد و عید آمد وان سال جدید آمد سالی که دران مجنون لرزید چو بید آمد
در کار سیه چشمان صد گونه گرفتاری سالی که بدین گونه شد موی سپید آمد
برگیر و دهل میزن پیمانه مهیا کن در باقی ایامت این کار بعید آمد
صد دام نهادیم و عاید نشدی چیزی تا دام که بر چیدیم مرغی که پرید آمد
در کله ما چیزی جز عقل نمی گردی یک آفت دور ازذهن یکباره پدید آمد
در خانه ما دیری آرام و قراری بود از هر طرفی بر ما طوفان شدید آمد
در شعر حیائی و حجب و ملکوتی بود یک شاعر دیوانه از کوه پدید آمد
فرستنده: حسن متین راد